تبلیغات
عشق یعنی ... / سرزمینی متفاوت - اس ام اس عاشقانه غمگین و ناراحتی
 
عشق یعنی ... / سرزمینی متفاوت
بازدید کنندگانی متفاوت با عشق یعنی...
درباره وبلاگ


سلام
امیدوارم از مطالب سایت خوشتون بیاد
و با نظرات خودتون مارو در اداره این سایت همراهی کنید
با سپاس فراوان

مدیر وبلاگ : Reza Komasi
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




چقدر زمونه بی وفاست
نمی دونم خدا کجاست
یکی بیاد بهم بگه کجای کارم اشتباست ؟
گاهی می خوام داد بکشم اما صدام در نمیاد
بگم آخه خدا چرا دنیا به آخر نمیاد ؟

.

.

.

هرکس از این دنیا چیزی برداشت ، من از این دنیا دست برداشتم !

.

.

.

میزنم کبریت بر تنهایی ام
تا بسوزد ریشه بیتابی ام
میروم تا هر چه غم پارو کنم
خانه ام را باز هم جارو کنم

.

.

.

لحظه جدایی از تو ، لحظه اومدن غم
بعد رفتنت عزیزم ، جون میدم تو دست ماتم

.

.

.

دلی دارم که از تنگی در او جز غم نمی گنجد
غمی دارم ز دلتنگی که در عالم نمیگنجد

.

.

.

درد را از هر طرف که بخوانی درد است ، بیهوده دنبال میانبر نباش !

.

.

.

من بی پناهم تو بی گناهی
دل به تو دادم ، چه اشتباهی
از تو کشیدم شکل کبوتر
نقاشی ام رو بگذار و بگذر
تو این نبودی ، من بد کشیدم
آخه دلت رو هرگز ندیدم
تو بی گناهی ، من بی پناهم
ایمن بمانی از اشک و آهم

.

.

.

دل بی درد ، همچون گور سرد است

.

.

.

دلم گرفته آسمون ، نمیتونم گریه کنم
شکنجه میشم از خودم ، نمیتونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها ، رو سینه من اومده
آخ داره باورم میشه ، خنده به ما نیومده

.

.

.

همیشه لبخند می زنم تا تمامی غم هایم را پنهان کنم
نمی خواهم بدانی درد با تو نبودن وسعتی است به اندازه تمامی غم هایم

.

.

.

شعر من حرف من است
حرف من خستگی سینه پر درد من است
شعر من حرف دلی است که در آن چشمه جوشان محبت جاریست
این شعر دلی است که در آن ، شاخه افسرده غمگین ، خاطر چشم بهاری دارد

.

.

.

ز من بگذر که من افسانه بودم
شراب تلخ در میخانه بودم
مرا در دست غم بگذار و برگرد
که من با زندگی بیگانه بودم

.

.

.

اگر بیایی
چه کس آرزوی بودن با تو را به گور خواهد سپرد

.

.

.

غم داشتن بخشی از زندگیست
ولی غمخوار نداشتن عذاب زندگی

.

.

.

تنها شادی زندگیم این است که هیچ کس نمی داند تا چه حد غمگینم

.

.

.

رفتم که نبینی پریشان شدنم را
غمناک ترین لحظه ی ویران شدنم را
در خویش فرو رفتم و در خویش شکستم
تا که یک لحظه نبینی غم تنها شدنم را

.

.

.

اینجا همه ی افسوس ها خوردنی هستند ، پس بیا دلی از عزا در بیاوریم

.

.

.

بودنم را هیچ کس باور نداشت
هیچکس کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد مرگم روی سنگ
با خطوطی نرم زیبا و قشنگ
آنکه خوابیده در این گور سرد
بودنش را هیچ کس باور نکرد

.

.

.

هوای باغ پاییزم ، شکفتن رفته از یادم
چنان بیگانه با خویشم که حتی سایه ام دیگر نمی آید به دنبالم

.

.

.

کاش می شد زندگی اختیار کَس نبود
آخر این زندگانی مردن بی کَس نبود

.

.

.

منم آن مرغ ، آن مرغی که دیریست به سر اندیشه پرواز دارم
سرودم ناله شد در سینه تنگ ، به حسرتها سر آمد روزگارم

.

.

.

این کلبه چون آتشکده ، زندان من است
بیمارم و دیدار تو درمان من است
هر چند که تنها و غریبم اینجا
از عشق تو صد خاطره مهمان من است

.

.

.

درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند
معنی کور شدن را گره ها میفهمند
سخت بالا بروی ، ساده بیایی پائین
قصه تلخ مرا ، سرسره ها میفهمند

.

.

.

پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود
با تعجب به ماهی نگاه میکرد
با خود میگفت : سقف قفسش که شکسته پس چرا پرواز نمیکند ؟؟؟ !!!

.

.

.

دریا چه دل پاک و نجیبی دارد
بنگر که چه حالت غریبی دارد
آن موج که سر به صخره ها میکوبد
با من چه شباهت عجیبی دارد !!!

.

.

.

دلم توفانی از غم هاست ، طلوع سخت ماتم هاست
نمیدانم چرا این دل همیشه غرق رویاهاست ؟؟؟