تبلیغات
عشق یعنی ... / سرزمینی متفاوت - اس ام اس عاشقانه دلتنگی و تنهایی
 
عشق یعنی ... / سرزمینی متفاوت
بازدید کنندگانی متفاوت با عشق یعنی...
درباره وبلاگ


سلام
امیدوارم از مطالب سایت خوشتون بیاد
و با نظرات خودتون مارو در اداره این سایت همراهی کنید
با سپاس فراوان

مدیر وبلاگ : Reza Komasi
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




این روزها می گذرند،

ولی من از این روزها نمی گذرم . . .



 کنــارت هستند. تا کـــی؟ تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند.
از پیشــت میروند یک روز. ..کدام روز؟ وقتی کســی جایت آمد.
دوستــت دارند. تا چه موقع؟ تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند.
میگویــند عاشــقت هســتند برای همیشه. نه......
فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود.
و این است بازی باهــم بودن.....


من Remove شدم از زندگى کسى که .......
براى داشتنش و براى بودنش خیلىها را از زندگیم Block کردم ...!


حسرت
چیزی نیست که من بخورم
حسرت
اون چیزیه که به دلت میذارم … !!!


میگن برای عاشق جهنمم بهشته / براش فقط جدایی تقدیر و سرنوشته


یک دو سه را شمردم تک تک / آهسته به دنبال تو رفتم با شک
وقتی بزرگ شدم فهمیدم / تمرین جداییست قایم باشک !


خودش اول نگاهم کرد خدایا / به صد خواهش صدایم کرد خدایا
گناه این جدایی گردن اوست / که او آخر رهایم کرد خدایا


سیگار از آخرین پک...سرباز از آخرین تیر...من از آخرین نگاه...همه از تمام شدن میترسیم.


هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن...به هر حال...فراموش میکنم،فراموش شدنم را....!


حافظا دیدی كه كنعان دلم بی ماه شد؟
عاقبت با اشك غم كوه امیدم كاه شد


شال و كلاه میبافم با خیالت...تا در سرمای نبودنت یخ نبندم!!


تنها كسی كه خوب مرا درك میكند یك روز زادگاه مرا ترك میكند...


من دلم می خواهد
ساعتی غرق درونم باشم!!
عاری از عاطفه ها…
تهی از موج و سراب…
دورتر از رفقا…
خالی از هرچه فراق!!
من نه عاشق هستم ؛
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من…
من دلم تنگ خودم گشته و بس…!


آهای سهراب!قایق دیگر جوابگو نیست کشتی باید ساخت.اینجا مثل من تنها زیاد است...!


به انتهای بودنم رسیده ام…
اما …
اشک نمی ریزم…
پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند…


هر موقع میام اس ام اس های تنهایی دیگرون رو میخونم بدتر دلم آتیش میگیره چون تو همیشه به خاطر من از همه چی گذشتی حالا من باید بشینم و زره زره آب شدنت رو ببینم .
کاش انقدر دوستم نداشتی
کاش انقدر دوست نداشتم
کاش بهت قول نمی دادم که وقتی پیشم نیستی گریه نمی کنم
خدایا قلبم داره میترکه،چرا به دادم نمیرسی؟؟؟


انقدر به انسان های روی زمین بی اعتمادشده ام،که میترسم وقتی ازخوشحالی به هوا می پرم،زمین راازیر پاهایم بکشند!


فلسفه ی تنهایی را ...!
هر چقدر هم خوب ببافند ،
بی قواره ، بر تن آدم زار می زند.


وقتی عاشق یه نفر میشی و باهاش خوشی،اما یه روز میرسه که مجبور می شی علی رغم عشقی که بهش داری ازش بگذری... بعد بیاد بهت بگه دل سنگ دلت میشکنه


روز روشن بود،لحظه ای شب تار شد و من خود بر زمین دیدم
فهمیدم تو دگر نیستی و من در تنهایی باز هم گریستم


برو عقب لطفا... من خودم هم انقدر به خودم نزدیک نمی شم چه برسه به شما که تازه از راه رسیدی!


وقتی که تـنـهـام
بـالـاتـر و بـهـتـر میتونم پـرواز کنم چون نه نگران جـا مـونـدنـم و نه نگران جا گـذاشـتـن...


دیگر نه از حادثه خبری است و نه از اعجاز چشم های آشنا ؛ از دلتنگی هایم كه بگذریم "تنهایی" تنها اتفاق این روزهای من است


میخواستم بدونم واقعا جمعیت دنیا۷ میلیارد؟
پس چرااینهمه دل تنها داریم!


قطار میرود تو میروی تمام ایستگاه میرود ومن چقدر ساده ام که سال های سال در انتظار تو کنار این قطار...


عمریست خودم را به خریت زده ام دلم برای اون روی سگم تنگ شده...


این روز ها احساس بچه ای رو دارم که رفت تو کوچه تا بازی کنه اما کسی بازیش نمی ده..


کسی هرگز نمی داند چه سازی میزند دنیا/چه میدانی تو از امروز...چه میدانم من از فردا../همین یک لحظه را دریاب که فردا میشویم تنهاتر از تنها.....


می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم


تنهایی من از اونجایی شروع شد که ،
میان این همه " بود "
منتظر یکی بودم که "نبود "....


لافه ام........مثل زمانی كه مادرم نمیتواند سوزن نخ كند.....


دوستی ها بیرنگ .....بی کسی ها پیداست .....راست میگفت سهراب .....آدم اینجا تنهاست


لحظه های ناب کودکیم درپیچ وتاب زمان گم شد ،دوستانم راروزگار گرفت،عشقم را عاشق دیگر ربود وخدایم راخداکشت.ما ماندیم و قلیانی کنج لب وتلخی چای بی قند و شبهای تاریک سرد وخش خش برگهای زرد…

در عجبم….!!
راننده نیستم…..!!
اما هر کس به من میرسد…..
مسافر است….!!!


سرگذشت ما هم این بود!!! ما به دنیا آمدیم ولی دنیا به ما نیامد...!


من همون دیوونه ایم که هیچوقت عوض نمیشه...همونی که همه باهاش خوشحالن اما کسی باهاش نمیمونه...همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اما همه ناراحتش میکنن...همونی که تکیه گاه خوبیه اما واسش تکیه گاهی نیست...همون!!!


چه تند تند میدوی برای فراموش کردنم...!
بی انصاف!
مگر نمی بینی پاهای خیالم در فراموش کردنت چقدر ناتوتن اند..؟!


خیلی جالبه!!!
من هیچ وقت بلد نبودم انشای خوبی بنویسیم یا یه متنی چیزی...اصلا ادبیات اینام خوب نبود....
ولی تنهایی ، سختی روزگار و بی وفایی ذوق انشا نوشتن و متن نوشتن و... رو به من آموخت.....


امشب شب رویای تو بودو تو نبودی در دل
همه آوای تو بودو تو نبودی در دل
زیر لب آهسته تمنای تو میكرد
در حسرت دیدار تو بودو تونبودی...


من این روزها.. صِدای ثانیه ثانیه ِ فراموش شُدنم را میشنوم...


اشتباه من این بود که هرجا رنجیدم‌ "خندیدم" فکر کردند درد ندارد. و سنگین تر زدند ضربه ها را......


نمی دانم کجاست و چگــونه می گذرد!!
چند وقتیست از "حالم" بی خبرم !


هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی بدست گیرند دفتر سرنوشت را رقم زنند خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند قسمت نبود


میدونی غربت یعنی چی؟ یعنی ندیدن نگاهی که دوسش داری ...


چشم من باز گریست ، قلب من باز ترک خورد و شکست ،
باز هنگام سفر بود و من از چشمانت میخواندم که به آسانی از این شهر سفر خواهی کرد
و نخواهی فهمید بی تو این باغ پر از پاییز است ..


سفت بغــــلش کن ؛
محکــم ببوسش ،
نگران نبــــاش !
کم کم به این یکی هـــــم عادت می کنی ....
زانو رو میــــگم ... !!!


من به خودم مثل یک مداد رنگی نگاه می کنم شاید رنگ مورد علاقه تو نباشم اما میدونم روزی برای کامل کردن نقاشی ات به من نیاز پیدا خواهی کرد.


گاهی باید دور خود یک دیوار تنهایی کشید...
نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی...نه...
بلکه برای اینکه ببینی برای چه کسانی اهمیت داری که این دیوار را بشکند...!!!


بر تمام قبرهاى این شهر،بوسه بزن شاید به یاد بیاورى کجا مرا جا گذاشتى….من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام ،صداى کلاغها را نمى شنوى؟دارند برایم فاتحه مى خوانند…!!


جانمازم شاهدى بر دل شکستن هاى اوست ،بغض هایم ادعایم راگواهى میکند


اگه احساس تنهایی کردی از من سراغی نگیر،چون خودم به اندازه کافی تنهایی دارم


او به تو سیلی زد
من نگران تو شدم
تو عاشق او شدی


با كسی كه دوستش دارید:
آهنگ گوش ندهید
نخوابید
فیلم نبینید
كلا خاطره نسازید
در نبودنش می فهمید چه می گوی


این روزها دلم میخواهد خــرمـایـی بخورم و فـاتـحه ایـی بخوانم برای روحـــــم..
شادیـش ارزانــی آنهایی که
رفـــــــــــــــتـنـش
را لحظه شـمـاری میکردند…


دوســــــت دارم با یكـــی بشـــینم صحــــــبت كـــنم
بـــعـــدش نـــگـــم :
كـــاش بـــهـــش نمـــیگفتـــم.


خیلی سخته اون كسی كه دوست داری بعد چند سال بهت بگه مچكرم داداش!؟
یعنی مثل داداشم هستی


چون که از < من > رستم و با < ما > شدم / ای عجب تنها تر از تنها شدم


باز آسمان ابریست
چشمانم گریه میخواهد
دلم با نم نم باران میگرید و میگرید
نگاهم به پرندگان کوچ رو خیره میماند
اکنون در پی دیدار=تو= تنهاترینم


هر روز بزرگتر میشویم
و دنیا کوچکتر
و تاریخ همیشه پنج نقطه دارد
و پنج انگشت
و چقد کوچک است این دنیا
جایی ک حتی برای من و تو ندارد
تا با هم زیر یک سقف
نان و عشق بخوریم!


دریچه های بسیار مانده
است برای دیدنت
اما گامهای تو
روی مردمک چشم من میلغزن