تبلیغات
عشق یعنی ... / سرزمینی متفاوت - اس ام اس عاشقانه تنهایی
 
عشق یعنی ... / سرزمینی متفاوت
بازدید کنندگانی متفاوت با عشق یعنی...
درباره وبلاگ


سلام
امیدوارم از مطالب سایت خوشتون بیاد
و با نظرات خودتون مارو در اداره این سایت همراهی کنید
با سپاس فراوان

مدیر وبلاگ : Reza Komasi
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

این روزها توی خودم به دنبال یك كلیك راست میگردم
تا از خودم یك copy بگیرمو کنار خودم paste کنم ...
شاید از این تنهایی خلاص شدم ...

چقدر سخت است . . . . .
که لبریز باشی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نباشد. . . . .

آنقدر تنهایم که کسی نیست تا صندلی را از زیر چوبه ی دارم بکشد. . . . .

رفیق کاش از پشت خنجر میزدی ، حداقل نمیدیدم که تو خنجر زده ای



 تا همین چند وقت پیش واسه همدیگه جک های 4جوک رو میفرستادیم و کلی میخندیدیم . واسه هم اس ام اس عاشقانه میفرستادیم....اما حالا باید اس ام اس های تنهایی بنویسم و برای خودم بفرستم .... دیگر حتی جواب سلامم را نمیدهد تا چه برسد جواب اس هایم .... یادش بخیر به من میگفت رفیق تا ابد با تو هستم !

آه.....این روزها عشق آنچنان خنده دار شده است که جملات عاشقانه را باید در 4جوک خواند............ .

مخـــاطب شعر های من معشــوقی است که هنوز به دنیــــا نیامده نه تویـــــی که مدتهاست از دنیای من رفتـــــه ای ...

ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی
غذایت را سرد می خوری ناهار ها نصفه شب ، صبحانه را شام!
لباسهایت دیگر به تو نمی آیند، همه را قیچی می زنی!
ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی!
شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد!
تنهائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست… روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد.

مـــن مــــــی روم !
تـــو مـــــی مــــانــی
بــا دنـیــایـــی از خــــاطـــــرات . . .
راســتـــی آن روز کـــــه
دلـــــداده تــو شــــدم یــادت هست ؟
از آن جــا بـــه بـــعــدش را پـــاک کــــن . . . !

آنچه از من تــــــــآ تو
گستـــرده شـــــده..
فــــــــاصله نیستـــــــــــــــ...
دنیایی ستـــــــــــ پر از دلتنگــــــــــــــــی..

درد دارد وقتــــی
نبـــودنتـــــ می آیـــــد
می نشینـــــد روی ایـــن شانـــه هـــا ...
سنگیــــن استـــــ !

تنهایی یعنی ؛
نه همجنس ات ؛ میل سخن گفتن با تو را داشته باشد ،
نه جنس مخالف ،
آنگاه می شوی ؛ محض !

بی تو میشه زنده بود اما نمیشه زندگی کرد

فاجعــــه یعنى…
آنقدر در تو غــرق شـــده ام
که از تلاقـــى نگاهـــم بادیگرى احســـاس خیانــت میـــکنم!!
عشـــق یعنى همین…

اعتراف...
من به جای خالی اش
بیشتر از
خودش عادت کرده ام
اعتراف تلخیست...

چقدر بده که تو میتونی خودتو خر کنی … داغون کنی … بدبخت کنی …
اما نمیتونی خودتو بغل کنی ، آروم کنی ، از تنـهـایـی دربیاری …

درد را با چه اندازه می گیرند ؟
درد دارم ؛ از اینــجا تا تـــــو !

آن روزها : تو و بوسه های داغ …
این روزها : مـن و داغ بوسـه ها …

دیدی رو پاکت سیگار مینویسن :
“دخانیات ، عامل اصلی سرطان و برای سلامتی زیان اور است ؟”
کاش یکی هم روی کارت پستالهای عاشقونه ی ما مینوشت :
“عشق ، عامل اصلی تنهایی و برای قلب ضرر دارد !”

دردهایم در آغوشی مداوا شد که ندانستم وقتی ندارمش بزرگترین دردم میشود !

بس کن ساعت ، دیگر خسته شده ام …
آره من کم آورده ام …خودم میدانم که نیست …
اینقدر با صدایت ، نبودنش را به رخم نکش !

تو همیشه میگفتی:من یه تار موی تورا به هیچکس نمیدهم..
اینقدر تارهای موی مرا به این و آن دادی,تا کچل شدم!
حالا برو,دست از سر کچلم بردار!!

مرد زندانی میخندید!!
شاید به زندانی بودن خویش و شاید به آزادی من..
راستی,زندان کدام سوی میله هاست..؟!

انسان حرفیست,
زده میشود..
خوانده میشود,
ترانه میشود..به یاد میماند...
گاهی;
ناله ایست
تنها خاک خوب میفهمدش..

تنهایی یعنی با تمام وجود بهشش بگی دوست دارم و اون بیخیال بگه اشنایی منو تو اشتباه بود

میبینی خدایا داشتیم قایم باشک بازی میکردیم اون چشم گذاشت من قایم شدم اون یکی دیگه رو پیدا کرد و من تنها شدم.

خیلی که دلتنگ میشوم به آسمان نگاه میکنم و دلم قرص میشود که تو هم زیر این سقفی.

خدایا دلم گرفته از آدمایی که میگن دوست دارم اما معنیشو نمیدونن از ادمایی که میخوان مال اونا باشی ولی خودشون مال تو نیستن از آدمایی که زیر بارون برات میمیرن ولی وقتی افتاب شد همه چیز یادشون میره

دنیا،تنهایی های زیادی داره،اما...تنهایی من دنیایی داره...

خب غــــــم هم آدمست دیگر
حق دارد..
مثل خیلی ها
سرش را پایین بی اندازد و
یکراست یاید بنشیند کنج دل ما..
در زندگی من
روزهایی هستند که نیستند.
وروزهایی نیستند که هستند.

تنهایی بد است،
اما بد تر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی،
آدم هایی که بود و نبودشان به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد…

دلگیـر نـبـاش
دلت کـــه گــیــر بـاشــــــد
رهــا نـمـی شــــوی

تا کى دل من چشم به در داشته باشد؟
اى کاش کسى از تو خبر داشته باشد
آن باد که آغشته به بوى نفس توست
از کوچه ى ما کاش گذر داشته باشد

خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است
پیدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است
گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست
گر هست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است

عشق تو چون برگی در دست طوفان بود
دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود
روزی به من گفتی دیگر نمی مانم
گفتم که می میرم گفتی که میدانم

عبور میکنم ؛
هر روز ؛
از نیمکت های خالی پارک؛
طوری که انگار کسی؛
در نیمکت های آخر؛
انتظارم را می کشد؛
به آن جا میرسم؛
باید وانمود کنم که ؛
باز هم دیر رسیده ام

همیشه‎ می‎ گفت‎ خیالت‎ تخت‎ من‎ وفادارم‎،و‎ من‎ چه‎ ساده‎ لوحانه‎ خیالم‎ را‎ تختی‎ كردم‎ برای‎ عشق‎ بازیه‎ او‎ با‎ دیگری‎!!

وقتی دلم خسته می‌شود،
برایش از فردایی روشن می‌خوانم
به‌یادش می‌آورم که چه دل‌هایی را از خستگی به درآورده!

اینجا غروب........سنگ تمام میگذارد برای دلتنگی هایم......

عمیق ترین درد زندگی دل بستن به کسی است که هرگز به او نمی رسی.

مردگان را هفته ای یکبار یادی می کنند،ما ز خاطر رفتگان از مردگان هم کمتریم.

به من که رسیدی سرت شلوغ شد
ممیدونسم پا قدمم خوبه اما نه دیگه انقد!

اگر میبینی هنوزتنهام.بخاطر عشق تونیست...
من فقط میترسم. میترسم همه مثل توباشند...!

حسرت یعنی :رو به رویم نشسته ای و باز خیسی چشمانم را آن دستمال خشک بی احساس پاک میکند...

من به تنگ آمده‌ام از همه چیز....
خسته ام ...
بگذارید هواری بزنم ...

خدا حافظ همین حالا،همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین،به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه می­شه باور کرد دوباره آخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

اسمش دلــــــه ! اگر قرار بــــــود بفهمــــه که دل نمیشــــد،می شد مغــــــــز ! دلـــــه .. نمی فهمــــــه

به پایان میرسد این عشق... خیانت همچنان باقیست

این نیز بگذرد...
اما ای کاش از جای دیگری بگذرد و همش از روی ما نگذرد...

قیلون قلبم دیگه کام نمیده فکر کنم زغال دوریت تنباکوی دلمو سوزونده!!

رفیق دلم را شکستی، عیبی ندارد . حداقل خورده هایش را جمع کن تا خدای نا کرده زخمی ات نکنند.

خیلی ها میگن دوری و دوستی، ولی من میگم سخته زنده بودن وقتی دوری و نیستی!

وقتی که دنیا دود شد شاید فراموشت کنم
کاشانه ام نابـــــود شد شاید فراموشت کنم
آسان ز دستم داده ای باشد به این هم راضیم
وقتی که اشکم رود شد شاید فراموشت کنم
هرگز زدستت این چنین سیلی به احساسم نخورد
باشد بزن بد تر بزن
اما به دســـــــــتانت قسم وقتی که تارم پود شد شاید فراموشت کنم

من خـــــدایی دارم
که به وقتش
دامنی می پوشد به اندازه ی
...تـــــــــــمام
دلتنگی هایم
و لحظه ای دیگر
سیـــنه ای دارد
مـردانه
و امن...

چندیست پیامهایت نمیرسند.سیم بانان را خبر کن شاید کاجی افتاده باشد.

دلم
آنقدر تنگ است
که می ترسم
در هیاهوی اشک هایم
دیگر باز نشود

حواست هست؟♪♫♥
شهریور است ...♪♫♥
کم کم فکر باد و باران باش ...♪♫♥
شاید کسی تمام گریه هایش را♪♫♥
برای پاییز گذاشته باشد ..♪♫♥

کسی که تو حرفاش زیاد میگه “بیخیال” بیشتر از همه فکر و خیال داره فقط دیگه حال و حوصله بحث و صحبت نداره !

مشکل از تو نبود
از من بود
با کسی حرف میزدم که ...
سمعک هایش را پیش دیگری جا گذاشته بود

تو که نمی آیی،..‏
تاج و تختی...
برای خودش به هم می زند...
دلتنگی!

بغض بزرگترین اعتراضه. اما اگه بشکنه دیگه اعتراض نیست ،التماسه...

به زخم هایم می نگری؟
درد ندارد دیگر
روزی که رفتی مرگ تمام دردهایم را با خودش برد
مرده ها درد نمی کشند...!
از تو خواهشی دارم
برنگرد دیگر
زنده ام نکن...!

غصــه نخــور ؛ کنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . . خیلـی که دلـم بگیـرد ،
گریـه میکنـم !

ﺭﻓﺘﻨِﺖ.... .ﻧﺒﻮﺩنت.. ...ﻧﺎﻣﺮﺩﯾﺖ .....
ﻫﯿﭽﮑﺪﻭﻡ ﻧﻪ ﺍﺫﯾﺘﻢ ﮐﺮﺩ,ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻢ ﺳﻮﺍﻝ
ﺷﺪ.....ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺭﻩ ﺧﻔﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ...ﭼﻪ
ﺟﻮﺭﯼ ﻧﮕﺎﺕ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ؟؟؟

یادش بخیر..
همیشه موقع خواب،
عکس قاب شده ات را گرد گیری می کردم!
اما از آن روزی که رفتی..
عجیب دلم غبار گرفته است.
تو خودت را اذیت نکن،
می دانم..
از دست قاب خالی کاری بر نمی آید!!

بعضی وقتا اونقدر دلتنگ کسی میشی که اگه بفهمه خودش از نبود خودش خجالت میکشه

چقد دنیاعجیب شده!
مردم هرروز عشق هایشان را با عشق های هم عوض میكنند
دیروزاو عشق توبود
امروز عشق من
فردا عشق دیگری...!

مهربانیت را بادلم پیوند زدم، تا از تو دور بودن را احساس نکنم.....
اما باز هم دلتنگم.......!!!

فراموش كردنت برایم مثل آب خوردن بود !!!
از همان آبهایی كه می پرد توی گلو و سالها سرفه میكنیم ....

در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟
تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟
با آنکه ز ما یاد نکردی..
ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟

حالت تهوع دارم !!!
این حالت تهوع لعنتی با هوای آزاد و قرص درست نمیشود
علاجش ....
فقط بالا آوردن فحش هایی است كه به دیگران بدهكارم

مچاله کن ، بشکن ،بندبزن ،خط بزن ،خلاصه راحت باش . . .ارث پدر نیست دل تنهای منه

پروانه چه لذتی دارد؟
وقتی
زنبور کارگری باشی
که نتوانی
عاشق ملکه بشوی !

این روزها زیــــــــادی ساکت شــــــــــده ام ،
نمی دانــــــم چـــــــرا حرفــــــــهایم،
به جـــــــــــــای گلو
از چشمهایم بیرون می آیند…